خرید بک لینک
تواین چند روز خوابهایی میدیدم که شما حضور داشتید.دستم به نوشتن نمیرفت.خیلی دلم میخواست بنویسم ولی نمیتونسم.

دیروز بعداز کارم داشتم مثله روال هرروزه میرفتم دنبال دخترم. توحال خودم بودم که از چند متری دم دمای تاریکی هواهم بود دونفرداشتند زمینی را متر میکردند ازدور یهو حسی بهم گفت خودش تازه قشنگم مشخص نبود حسم درست بود تا دوقدمیش که رسیدم سلام کردم

....م خوشحالم که دیدمت وقتی از کنارت گذشتم بغص سنگینی همراهم بود .خدایا کمکم کن ..خیلی دلم تنگ شده بود وقتی دیدمت جان تازه ای گرفتم.

برچسب: دیدار,دیدار سیر گیتی,دیدار محمودی,دیدار به انگلیسی,دیدار دوست,دیدار شد میسر و,دیدار به قیامت,دیدار با,دیدار تو,دیدار در شب, نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 3:35

نمیدانم چه بگوییم ،حرفهایم قلمبه شده اند ولی کو گوش شنوا زمانی هست که ادم دنبال یکی واسه درد ودل میگرده ولی اون زمان هیچکس نیست که به حرفات گوش کنه حتی کسی که میگه کاری داشتی بگو. اگه از مرگ نمیترسیدم حتما حتما دعا میکردم که بمیرم اخه خودم دارم از دست خودم دیوونه میشم نمیدونم چم شده . دوستمم که درگیر نامزد بازیه ... پی نوشت: میدونی چیه اگه بیای نظر بزاری حالم خوب میشه. هرچند که یه هفته پیش بشم گفتم این دلخوشی رو ازم نگیر هی بابا میدونم شاید بخاطر ریز بینی منه شرمنده دست خودم که نبود.

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 10:08

نمیتونم ادامه را بنویسم زمانی می ایم که قادر باشم برای خودم ودلم بنویسم ادامه خانها موکول به وقت مناسب میشود.

برچسب: خان چهارم رستم,خان چهارم شاهنامه,خان چهارم رستم در شاهنامه,خان چهارم هفت خان رستم,خان چهارم,خان چهارم اسفندیار,خان چهارم در شاهنامه,خان چهارم هفت خوان رستم,آقاخان چهارم,داستان خان چهارم رستم, نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 10:07

صفحه بندی